باختم
در قمار زنده گی جان و دلم را باختم
ای دریغا حاصل و بی حاصلم را باختم
چون فتادم در یم و گرداب عشق دلبری
وای آخر رفتم از خود ساحلم را باختم
عقل دور اندیش من فارغ ز غم ها بوده است
عشق آمد این دل هم عاقلم را باختم
تا به دام عشق رفتم کامرانی یافتم
بین زعشقش روز گار جاهلم را باختم
عشق باشد رهبر این روز گار زنده گی
<< فکرت >> آخر هوش وعقل باطلم را باختم
نیو دهلی : 30 / جون / 2016
برچسب: شعر عاشقانه,شعر غزل,شعر عن الحب,شعر حب,شعر نو,شعر عن الام,شعر حافظ,شعر نزار قباني,شعر مولانا,شعر عن الصديق,
نویسنده: آرتین کاظمی
تاريخ: شنبه
15 آبان
1395 ساعت: 0:33